مراحل برنامه ریزی بر مبنای هدف:
1- تعیین رسالت و ماموریتها
2- تعیین نتایج مورد انتظار
3- تعریف شاخصهای ارزیابی
4- تعریف هدف های عملیاتی
5- تنظیم برنامه های عملیاتی
6- طراحی سیستم کنترل عملیات(بدین)
در برنامه ریزی بر مبنای هدف، اهداف عملیات باید ویژگیهای زیر را دارا باشد:
1- واضح و دقیق باشند
2- قابل حصول باشند
3- چاش برانگیز باشند
4- قابل اندازه گیری باشند
5- با اهداف سازمان سازگار باشند
6- زمان تقریبی تحقق آنها برآورد شده باشد.
محاسن مدیریت بر مبنای هدف:
1- توسعه مجاری ارتباطی کارکنان و مدیران
2- ایجاد توافق میان کارکنان و مدیران
3- بهبود شیوه به کارگیری منابع انسانی و بهره وری کارکنان
4- پیشرفت کارکنان و ارتقاء کیفی مهارت و تواناییهای آنان
5- بهبود عملکرد کارکنان و افزایش تعهد آنان به تحقق اهداف
6- بهبود معیارهای ارزیابی عملکرد کارکنان
7- بهره مند شدن سازمان از توان خلاقیت و استعداد های بالقوه کارکنان در نوآوری
8- بهبود فرایند برنامه ریزی کلی در سازمان
معایب برنانه ریزی بر مبنای هدف:
1- وقت گیری بیش از حد
2- تاکید بیش از حد بر مستند سازی مکاتبات
3- عدم امکان تعدیل سریع اهدافی که در عمل غیر منطقی به نظر می رسند.
4- عدم امکان ارزیابی میزان موفقیت واقعی در تحقق اهداف
5- وابسته بودن میزان موفقیت این روش به میزان حمایت مدیران عالی
6- عدم تعریف اهداف در حد مطلوب(به دلیل وابستگی آن به میزان توانایی کارکنان در تعیین هدف)
7- فقدان سیستمهای نظارتی و هدایت کننده برای تضمین پیشرفت کار در مسیر نیل به اهداف مورد توافق
مراحل عمده برنامه ریزی:
1- شناسایی مقتضیات موجود(فرصت ها و تهدیدها)
2- تعیین اهداف کوتاه مدت
3- کسب اطلاعات کامل در باره فعالیتهای ضروری برای تحقق اهداف
4- طبقه بندی و تحلیل اطلاعات
5- ارائه فرضیه هایی بر مبنای پیش بینی وضعیت آینده
6- جستجوی بدیلها و برنامه ریزی جایگزین
7- ازریابی بدیلهای گوناگون
8- انتخاب بدیل مناسب
9- تدوین برنامه های فرعی و پشتیبان
10- تنظیم توالی فعالیت ها و جداول زمانبندی
11- بیان کردن برنامه ها در قالب ارقام بودجه و برنامه تخصیص منابع مالی
12- پیگیری پیشرفت کار
اثر بخشی برنامه ریزی مستلزم در نظر گرفتن موارد زیر است:
1- تقدم زمانی فعالیتها
2- ارتباط و هماهنگی
3- تشریک مساعی
4- آماده سازی شرایط برای اجرای برنامه
محاسن برنامه ریزی:
1- تحقق اهداف سازمان فقط در صورت برنامه ریزی و اجرای برنامه های مطلوب امکان پذیر است.
2- برنامه ریزی به ایجاد فرصت برای اجرای تصمیمها کمک می کند
3- برنامه ریزی به اجرای منظم طرحها و تحقق اهداف سازمان کمک می کند.
4- فقط با برنامه ریزی موثر می توان سازمان را با رشد سریع فن آوری در محیط تطبیق داد
5- برنامه ریزی موجب تسریع رشد اقتصادی در سطح کلان می شود و به بهره وری بهینه از عوامل تولید کمک می کند.
6- برنامه ریزی مالی و بودجه بندی ابزاری برای کنترل فعالیتها محسوب می شود
7- برنامه ریزی به تقویت روحیه کارگروهی کمک می کند و به افزایش کارایی سازمان می انجامد
محدودیتهای برنامه ریزی:
1- برنامه ریزی مستلزم صرف هزینه و وقت است ولی تضمین کننده تحقق اهداف نیست.
2- سازمانهای کوچک نمی توانند به نحو مطلوب برنامه ریزی کنند زیرا فاقد توان مالی و فرصت کافی برای صرف هزینه و وقت برای آنند.
3- برنامه ریزی مستلزم ایجاد محدویتهایی است که در کوتاه مدت حرکت را در سطوح متعدد سازمان کند و مشکل می سازد.
4- برنامه ریزی بیشتر مبتنی بر پیش بینی براساس حدس و گمان و احتمالات است و کمتر بر اساس اطلاعات قطعی انجام می گیرد.
پیشنهاداتی برای کاهش محدویتهای برنامه ریزی:
1- از برنامه ریزی های وابسته در حد امکان اجتناب شود.
2- از برنامه ریزی های موازی اجتناب شود.
3- برنامه ها بصورت یکنواخت و هماهنگ با هم اجرا شوند.
4- برنامه ها بطور منظم و مرحله به مرحله اجرا شوند.
دامهای مهم برنامه ریزی موفق:
1- تفویض کردن وظیفه برنامه ریزی توسط مدیران عالی به دیگران
2- درگیر شدن مدیریت عالی در مسائل جاری به طوری که وقت کافی برای برنامه ریزی نداشته باشد.
3- کوتاهی در امر تدوین و تعریف اهداف(بصورت واضح) به منزله مبنای تنظیم برنامه های بلند مدت.
4- کوتاهی در امر درگیر ساختن مدیران اجرایی مهم در فرایند برنامه ریزی.
5- عدم استفاده از برنامه به مثابه معیار واقعی ارزیابی عملکرد مدیران.
6- کوتاهی در امر ایجاد تقویت جو موافق و حامی برنامه ریزی.
7- مجزا پنداشتن فرایند برنامه ریزی جامع از سایر جنبه های فرایند مدیریت.
8- استفاده از طرح ها و برنامه های غیر منعطف و پیچیده که مانع نوآوری در سازمان می شود.
9- عدم بازنگری و ارزیابی نکردن برنامه های بلند مدت روسای بخشها و واحدها توسط مدیریت عالی.
10- تمایل مدیریت عالی به تصمیم گیری بر مبنای احساسات و بینش خود.
انواع و سلسله مراتب برنامه:
1- برنامه ریزی راهبردی
2- برنامه ریزی عملیاتی(الف- یکبار مصرف ب- دائمی)
مواردی که هدف کوتاه مدت باید تعیین نماید:
1- نتیجه مورد انتظار (قابل اندازه گیری باشد)
2- نحوه انجام کار
3- محدوده زمانی انجام کار
4- هزینه و بودجه مورد نیاز برای انجام کار
ویژگیهای هدفگذاری:
1- سادگی و دقت
2- اجتناب از پرداختن به موارد جزیی و پراکنده
3- تضمین حصول اهداف
ویژگیهای خط مشی:
1- صراحت و وضوح
2- قابلیت اجرا
3- انعطاف پذیری
4- جامعیت
5- هماهنگی
6- مستدل بودن
7- متمایز بودن از قوانین(خط مشی قانون نیست و قابل تفسیر است)
8- کتبی بودن
انواع خط مشی:
1- خط مشیهای اساسی
2- خط مشیهای کلی
3- خط مشیهای خرد
ابزار و فنون برنامه ریزی:
1- نمودار میله ای (گانت)
2- نمودار شبکه
3- فن ارزشیابی و تجدید نظر در برنامه
4- روش مسیر بحرانی
فن ارزشیابی و تجدید نظر در برنامه یا پرت:(اهداف بکارگیری روش پرت)
1- محاسبه میزان احتمال خاتمه کار در زمان پیش بینی شده
2- تعیین آن دسته از عملیات ضروری که حتماً باید بموقع انجام شوند
3- پیش بینی بروز تغییرات احتمالی در روند اجرای برنامه
هنگام برنامه ریزی در سازمان ها توجه به عوامل ذیل ضرورت دارد:
1- موضوع برنامه ریزی
2- عوامل موثر در برنامه ریزی
3- طول دوره برنامه ریزی
4- سطح برنامه ریزی در سازمان
5- ویژگیهای خاص برنامه
